تبليغاتX
آریایی باش
 
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
  قبل از اسلام

حکومت اولین اقوام ایرانی که آریایی نام داشتند: مادها- پارت ها- پارس ها

مادها

 

پارت ها

 

پارس ها

هخامنشیان: بزرگترین، قدرتمندترین و باشکوه ترین حکومت ایران


اشکانیان

ساسانیان


بعد از اسلام

حکومت در دست اعراب:{طاهریان- علویان- آل زیار و آل بویه} به مدت 200 سال

بعد از اعراب

صفاریان

سامانیان

غزنویان

غوریان

سلجوقیان: خرابی ایران

خوارزمشاهیان: خرابی ایران

ایلخانان

تیموریان

ترکان

صفویان

افشاریان

زندیه

قاجار: خرابی ایران

پهلوی

انقلاب اسلامی

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 

همسر کوروش بزرگ کاساندان (کاسادان) نام داشت، او از تبار هخامنشیان بود، از پدرش با نام فرناسپ  و برادرش با نام اوتانا یاد شده است. مقبره کاساندان در پاسارگاد و در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد. کوروش کاسادان را بسیار دوست می‌داشت، چنان که پس از مرگش، کورش آنچنان که شایستهٔ او بود، سوگواری کرد و سراسر امپراتوریش نیز چنین کردند.



کوروش بزرگ دارای سه دختر با نام های آتوسا(به اوستایی هئوتسه به معنی خوش اندام)، رکسانا(روشنک) و آرتیسونه (آرتیستون) و دو پسر با نام های کمبوجیه دوم و بردیا بود.

_در زمان کوروش بزرک کمبوجیه با ولایتعهدی حاکم بابل بود و بردیا برادرش نیز که نزد مردم محبوب تر بود حاکم بعضی از ایالات شرقی ایران مثل خوارزم ، باختر، پارت و کرمان شده بود. کمبوجیه برادرش را رقیب خود میدانست آنطور که در روایت کتیبه بیستون داریوش بزرگ آمده او را مخفیانه کشت. کمبوجیه قتل برادر را مثل رازی که فقط چند تن از نزدیکانش آن را میدانستند مخفی نگهداشت و پس از او سلطنت را در دست گرفت.

_ با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود آتوسا ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی پاسخی متناسبی یافتند که نه خلاف واقع بود و نه جان آنها را به خطر می‌انداخت. آنها هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار می‌داد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. کمبوجیه نه یک بار بلکه دو دفعه، از حق جدید، استفاده کرد و با خواهر جوان‌ترش رکسانا هم ازدواج کرد. رکسانا در سفر مصر همراه او بود.

کمبوجیه در بهار سال ۵۲۲ پیش از میلاد، در پایان سه سال دوری از وطن بخاطر خبرهای بدی که از ایران می‌رسید و طغیان بدفرجامی که در آنجا روی داده ‌بود و حضور او را در آنجا الزامی می‌کرد، روی به ایران آورد. او شنیده بود که یکی از مغان اهل ماد خود را بردیا پسر کوروش معرفی کرده و بر تخت سلطنت نشسته و مردم همه به طرف او رفته‌اند. کمبوجیه در موقعیت بسیار دشواری واقع شد چون خود می‌دانست که بردیا را کشته، ولیکن نمی‌توانست این مطلب را علناً ابراز کند. او قبل از آنکه با محرک این طغیان که مردم او را بردیا پسر کوروش می‌خواندند، روبرو شود در بین راه در حدود دمشق بطور مرموزی مرد.

_آتوسا دختر کورش بزرگ و همسر پادشاه هخامنشی داریوش یکم و مادر خشایارشا برجسته‌ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.

آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می‌دانست، و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج می‌کند.

این ازدواج چند دلیل داشته‌است:

1_ ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می‌داد.

2_ از آنجا که آتوسا باهوش، بافرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می‌آمد.

_آرتیستونه(آرتیستون) یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر کوچک آتوسا است. او محبوب‌ترین همسر داریوش و مادر آرشام و گبریاس بوده است بطوریکه به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 

داریوش بزرگ چهار همسر با نام های آتوسا، آرتیستونه(خواهر کوچکتر آتوسا)، ارته بامه و اپاکیش داشته است.

از مجموع گزارش های یونانی چنین بر می آید که داریوش 6 دختر و 12 پسر داشته است اما این گزارش ها به هیچ روی نمی توانند محرز باشند. برای نمونه با بررسی لوح های گلی عمارت خزانه در می یابیم که داریوش همسری نسبتا" مقتدر به نام ارته بامه(رته بامه) داشته است که نویسندگان یونانی اشاره ای به او ندارند.

ارته بامه دختر گوبریاس نیزه دار داریوش نخستین زن داریوش بود که داریوش پیش از رسیدن به سلطنت با او ازدواج کرده بود. در لوح های دیوانی نام او بیشتر از نام دیگر همسران داریوش آمده است و املاک زیادی در ایلام داشته است.

یکی دیگر از همسران رسمی داریوش آتوسا دختر کورش بزرگ بود. به روایت هرودوت لشکر کشی داریوش به یونان به تحریک و تشویق آتوسا انجام گرفته است. نفوذ آتوسا در دربار هخامنشی به اندازه ای بود که پسرش(خشایار شا) علی رغم این که فرزند ارشد داریوش نبود ولیعهد و جانشین داریوش می شود. اما ظاهرا" خشایارشا در حال غضب مادرش را به قتل می رساند و گمان می رود که تابوت او و خواهرش آرتیستونه در آرامگاه داریوش و کنار تابوت او قرار گرفته بوده اند.

احتمالا" بنایی که امروز به کعبه زرتشت مشهور است به دستور آتوسا ساخته شده است که می خواسته آرامگاهی به شکوه آرامگاه مادرش کاساندانه داشته باشد.

سوگلی داریوش آرتیسونه(آرتیسون) می باشد. او برای داریوش 2 پسر آورد به نام های گوبریاس و آرشام. آرشام در لشکر کشی خشایارشا به یونان فرماندهی نیروهای عرب و حبشی را بر عهده داشت. داریوش ارتیستونا را بیشتر از همه همسران خود دوست داشت و دستور داده بود صورتی از اورا از طلا بسازند.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 

داریوش یکم پسر ویشتاسپ، شناخته ‌شده تحت عنوان داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک تعدادی از رؤسای هفت خانوادهٔ اشرافی پارسی با کشتن گئومات مغ (روحانیون دوران ماد در  شمال اردبیل، دشت مغان است( بر تخت نشست. پس از آن به فرو نشاندن شورش‌های داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین‌هایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت شهر پارسه) تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود.

از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند میداد. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان(جنگ اسکندر مقدونی) در مکانی به نام ماراتون در زمان اوست. پس از جهانگیری کوروش و کمبوجیه سراسر آسیا به جز عربستان جزو قلمرو او محسوب می‌گردید. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت- فارس (نزدیک شیراز)است.



کتیبه داریوش بزرگ: من داریوش، شاه بزرگ، شاه، شاه پارس، شاه سرزمین‌ها (کشورها)، پسر ویشتاسپ، نوه ارشام هخامنشی هستم. پدر من ویشتاسپ، پدر ویشتاسپ، ارشام، پدرارشام، اریارمن، پدر اریارمن، چیش پیش و پدر چیش پیش، هخامنش بود. ما بدلیل این که از دیرگاهان از خاندانی اصیل و شاهانه بودیم، هخامنشی خوانده شدیم. ۸ نفر از خاندان ما پیش از این شاه بوده‌اند و من نهمین هستم. ما ۹ نفر پشت سر هم شاه بوده و هستیم. به خواست اهورامزدا، من شاه هستم و او شاهی را به من، هدیه داد.

ای که این نوشته‌ها و این نقش‌ها را که من تهیه کرده‌ام، می‌بینی از آنها حفاظت و مراقبت کن.

اگر تا زمانی که توانایی داری از این نوشته‌ها و نقش‌ها مراقبت کنی، اهورامزدا یارت باد و دودمان و زندگیت بسیار باشد و همه کارهایت مورد قبول اهورامزدا باشد.

امیدوارم اگر این نوشته‌ها و نقش‌ها را در هنگام توانایی مراقبت و حفاظت نکنی، اهورامزدا یارت نباشد و دودمانت تباه باشد و آنچه می‌کنی، اهورامزدا ضایع کند.


پرونده:Darius I the Great's inscription crop.jpg


 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 

کوروش بزرگ (ذوالقرنین):

بسیاری اعتقاد دارند که ذوالقرنین همان کوروش بزرگ است-این مسئله دیگر حل شده واگر کوچکترین احتمال وشکی نیز در این باره بوده با پیدا شدن مجسمه کوروش از میان رفته است.

ابو الکلام آزاد یکی از نویسندگان بزرگ در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) چند نظر کلی را بیان کرده که ثابت کرده کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب | 
 
 
   
 
 


یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران در زمان هخامنشیان آریوبرزن بود که در زمان حمله اسکندر مقدونی به ایران از سرزمین خود با شجاعت دفاع کرد و در این راه کشته شد .عده ای او را از اجداد کرد ها يا لر ها می دانند.اسکندر مقدونی پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان که به جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gqugamele مشهور است در سال ۳۳۱ پیش از میلاد مسیح ،بابل و شوش و استخر (در استان فارس کنونی) را از آن خود ساخت و تصمیم به دست یافتن به پارسه گرفت و به سوی پایتخت ایران حرکت کرد . اسکندر سپاه خود را به دو بخش تقسیم کرد . یکی از بخش ها به فرماندهی شخصی به نام پارمن یونوس از راه جلگه رامهرمز و بهبهان به سوی پارسه حرکت کرد و خود اسکندر نیز با سپاه سبک اسلحه از راه کوهستان (کو ه های کهگیلویه) روانه پایتخت ایران شد و در تنگه های در بند پارس (برخی آن را تک آب و گروهی آن را تنگ آری می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو شد.درجنگ در بند پارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی آریوبرزن در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر مقدونی دلاورانه از میهن خویش دفاع کردند و بی پروا با سپاهیان اسکندر به مقابله پرداختند و بسیاری از آنان را به خاک نشاندند و سر انجام توانستند سپاه اسکندر را به عقب نشینی وادارند . با وجود آریوبرزن و پاسدارانی که جانانه از میهن خویش دفاع می نمودند گذر سپاهیان اسکندر از این تنگه های کوهستانی غیر ممکن بود . پس اسکندر به نقشه ی جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل Thermopyle روی آورد و با کمک یک اسیر ایرانی آریوبرزن را دور زد و از بیراهه ها و تنگه های سخت کوهستانی خود را به پشت سربازان پارس رسانید و آنان را به محاصره گرفت. ( پس از اتمام جنگ نیز عمر آن اسیر چندان دوامی نیاورد و به دستور اسکندر به دلیل خیانت کشته شد.)آریو برزن با ۴۰ سواره و ۵ هزار سرباز پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، خط محاصره اسکندر را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که اسکندر دستور داده بود از راه جلگه به طرف پارسه بروند ،پیش از رسیدن او به شهر دست یافته بودند . آریو برزن با وجود دست تصرف پایتخت به دست سربازان اسکندر و در حالی که سپاهیان دشمن سخت در حالی تعقیب او بودند حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشاری کرد که همه ی یارانش از پای افتادند و جنگ وقتی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زير فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول آمده که در آخرین نبرد اسکندر که از شجاعت آریوبرزن خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:"شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد." اسکندر نیز در جواب او گفته بود:"شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم."ولی آریو برزن در پاسخ گفته بود :"پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم" و اسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند. آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس”*.در این جنگ یوتاب (به معنی درخشنده و بی مانند) خواهر آریو برزن که فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده گرفته بود ،در کوه ها راه را بر سپاه اسکندر بست .یوتاب و برادرش آنچنان جنگیدند تا هر دو کشته شدند و نامی درخشان از خود بر جای گذاشتند . لئونیداس کسی بود که در زمان حمله خشایارشا به یونان در جنگ ترموپیل مانند آریو برزن پایداری کرده بود و سرنوشتی همانند آریو برزن داشت اما بر خلاف آریو برزن که جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست ، یونانیان در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 


واژه « مزديسنا » ريشه در نام خداي باستاني ايرانيان « اهورامزدا»دارد كه آن را « دين زرتشت»برگرفته از نام زرتشت، پيامبر و بنيانگذار اين آيين نيز مينامند.فقدان منابع،باعث شده است كه دين پادشاهان هخامنشي تا به امروز همچنان ناشناخته باقي بماند. سرودههاي زرتشت يا همان «اوستا» كه از گذشته مشترك ايرانيان به جاي مانده است ،تنها سند مكتوب موجود در خصوص دين و مذهب هخامنشيان است كه از انديشههاي ---------- پادشاهان هخامنشي و بعدها ساساني تأثيرات عميق و گستردهاي پذيرفته است. از اين رو ميتوان «دين زرتشت» را بالاخص از عصر ساسانيان،ديني حكومتي دانست.همانگونه كه اشاره شد، آيين و مذهب باستاني ايرانيان در عصر هخامنشيان به دليل فقدان منابع مستند تاريخي ،ناشناخته باقي مانده است. در كتيبههاي هخامنشي، تنها عناصر معدود مذهبي ديده ميشود. از جانب يونانيان نيز، تنها منبع قابل اطمينان، هرودت، مورخ آن دوره است. چرا كه آثار ساير مورخين نسبت به عصر هخامنشيان داراي تاخر زماني است . غالب مورخين نيز نتوانستهاند شناخت دقيق و جامعي از زمان و مكان تولد و زندگي زرتشت ارايه دهند. برخي بر اين پندارند كه احتمالاً وي در حدود سال هزار قبل از ميلاد در مناطقي كه ساكنين آن را ايرانيان تشكيل ميدادند،زندگي ميكرده است (?) يعني مناطق شمالي و شمال شرق ايران. بر اين اساس متن اوستا براي شناخت مذهب ايرانيان از اهميت بالايي برخوردار است. در اوستا، زرتشت مخاطب برگزيده اهورامزدا است و به نام افراد جامعه خويش، با خداي خود ( اهورامزدا) سخن ميگويد. متن اوستا، به طور اساسي ، بازتاب مذهب ايرانيان ساكن در مناطق خاوري است . از سويي،ميتوان چنين حدس زد كه مذهب اوليه ايرانيان در عهد باستان شكل خاصي برگرفته از مذهب اقوام هندو اروپايي است. به واقع مذهب اوليه ايرانيان، قرابت بسيار نزديكي با مذهب اقوام همسايه يعني هندوها و يا هندو ـ آرياييها دارد. با اين همه ، مذهب باستاني ايرانيان، به دليل وجود دوگونه نوآوري، از مذهب هندوها متمايز است:نخست تغيير مفهوم ديووس Deiwos ، واژه كهن هند و اروپايي است كه در زبانهاي ديگر به معناي «خدا »است . در نزد ايرانيان ،اين واژه، مفهومي پيش پا افتاده ، به خود گرفته است. واژه دايوا Daivaپارسي باستان، كه در فارسي امروز آن را ديو ( Demon) ميگويند، داراي مفهومي مبتذل و پيش پا افتاده بوده و حتي ميتوان آن را معادل Demon يا اهريمن و شيطان در زبان فرانسه دانست. بيشك چنين قلب معنايي ، نتيجه و بازتاب مفاهيم خداشناسي در نزد ايرانيان است كه در آن ، برخي خدايان بازمانده از گذشته اقوام هند و اروپايي به صورت اهريمن و شيطان معرفي ميكند. ويژگي دوم مذهب ايرانيان درعهد باستان،پديدار گشتن اهورامزدا است كه آن را نه فقط خداي واحد، بلكه خداي والا و برتر ميدانند. اگر چه در نزد هندوها، واژه آسورا Ausra به برخي خدايان بزرگ اطلاق ميشود، ليكن در مذهب هندوها، واژهاي معادل « اهورامزدا»يافت نشده است. هر دو نوآوري را ميتوان در اوستا، كتاب مقدس پيروان مزديسنا يافت.لذا اوستا به عنوان نخستين منبع براي توصيف مذهب هخامنشيان به كار ميرود. امروزه بيشتر محققان متفقالقولند كه متن اوستا در ازمنه? قديم، در منطقه? جغرافيايي شامل افغانستان كنوني سروده شده است لذا بيشتر انديشهها و عادات روزمره ايرانيان ساكن در مناطق خاوري را به خواننده باز ميتاباند. با اين وجود يقين داريم كه مذهب اقوام ايراني در عهد باستان از نوعي وحدت مفهومي بهره ميبرد، اما تفاوتها و وجه تمايزي نيز بين آنها موجود بوده است كه درك و دريافت آنها چندان آسان نيست. مساله مهم - نقشي است كه زرتشت - يونانيان او را Zarathushra مي نامند - ايفا كرده است كه در متون مذهبي ، او را پيامبر دين زرتشت ميدانند. در اين خصوص سؤالاتي مطرح ميشود: آيا ايرانيان در عصر هخامنشيان با تعاليم زرتشت آشنا بودند ؛پاسخ چنين سوالي به اطلاعات ما از شرايط آن دوره و تعاليم پيامبر بستگي دارد.اگر نوآوريهايي كه در مورد آنها صحبت كرديم، حاصل تعاليم زرتشت باشد، پاسخ به سوال فوق مثبت خواهد بود . ليكن تا كنون قرابتي بين اين دو نوآوري و تعاليم زرتشت به اثبات نرسيده است و احتمال بسيار وجود دارد كه اين تغييرات و نوآوريها و تهدي كهنتر از عصر حيات زرتشت صورت گرفته باشند. در مقابل مي توان ابداع شيوه بديعي در خداشناسي را به زرتشت منتسب دانست. در گاتها كه فصلي از متون منتسب به زرتشت در كل اوستا است ،اهورامزدا را به گونهاي توصيف ميكند كه موجوداتي نيز پيرامون وي را گرفتهاند كه آنها را امشه اسپندان emasa spanta مينامند و ميتوان آنها را «مقدسين جاودان» ناميد.(?) اهورا مزدا خداي والايي است كه به جهان شكل داده و نظم را در زمان و مكان برقرار ساخته است نه اين كه جهان را آفريده باشد . اهورامزدا ،خداي خدايان،آسمان را و زمين را برپا كرد. واژه دانا ( Sage) ، بيانگر قدرت ذهني، نظم و هماهنگي و قانون بخشي اهورامزدا است . در توصيف اهورامزدا ، بيشتر از فعل، «بودن» استفاده شده است چرا كه خدايان در مزديسنا «آناني هستند كه وجود دارند» در حالي كه انسان « كسي است كه بايد بميرد» انسان، همانند زمين و آسمان آفريده اهورامزدا است يعني موجودي كه با فعل ذهني و الهي شكل شكل يافته و به وسيله او در جايگاه قانوني خويش جاي گرفتهاند : اين فصل ذهني و الهي،مذهب و آيينهاي آن است. اگر اهورامزدا خدايي برتر در مزديسنا و مسئول هماهنگي و منظم در بين كاينات است،وي به تنهايي چنين كاري را انجام نميدهد. ساير خدايان نيز او را در اين امر ياري ميدهند و يا با او به مقابله برميخيزند . ياران بسيار نزديك وي شكلي خداگونه دارند كه به صورت بسيار تجريدي توصيف شدهاند. آنها را به جاي آنكه شخصيتهايي مستقل بدانيم ميتوان بيشتر تجسم آييني از مذهب دانست:«نظام طبيعت»،« منش و انديشه نيك » ،«فرمانروايي و قدرت الهي» ، « فروتني و بردباري»، «تندرستي » و «جاوداني» نقش آنها پيچيده است و به نظر ميرسد كه انسان را در انديشيدن به خدايان و تسليم در برابر مناسك و تعاليم مذهبي ، اخلاقي و ---------- كه اهورامزدا براي او لازم ميداند،ياري ميرسانند. ساير خدايان ،واقعيتي ملموستر دارند چرا كه اساطير به آنها جان بخشيده و تصاوير موجود هر چند كم، آنها را به ما نشان ميدهند. ميترا، كه حركت خورشيد در آسمان بر عهده? اوست، الهه عدالت و الهه جنگ و آورد چرا كه براي حكمراني حق، بايد با باطل به نبرد پرداخت ، وي از اهورا مزدا به انسان ها نزديك تر است بسياري از اسامي ايران قديم نظير مهرداد (mithridate) ( كه ميترا آن را برقرار ساخت) از ميترا Mitra برگرفته شدهاند. آناهيتا، پاك و منزه الهه آب و پاکي، تقوي مشروعيت و باني اصلي خاندان سلطنتي. در مزديسنا خدايان ديگري نيز وجود دارد كه ستايش آنها ممنوع بوده و اين كه «ديوان »نيز خوانده ميشدند عبارتند از :دروغ ،خشم كه سردمدار آنان دروغگو يا بدانديش بوده و وجود داشتن، ويژگي آنها به شمار نميرفت بلكه مرگ ، نابودي، قدرت شرآفريني كه خود قرباني آن بودند،از خصوصيات اين الهه ها بود. در مزديسنا،زمان بسته و محدود بود زمان با زمان نظم بخشنده اهورامزدا آغاز ميشود و به فرمان او نيز پايان مييابد.در اين فضاي بسته، همواره نيروي ميان نيروهاي هستي و خير يعني اهورامزدا و نيروهاي مرگ و شر يعني اهريمن در جريان است. انسان ها نيز همواره در اين نبرد گرفتار ميآيند. چنان چه آنان به فرمان اهورامزدا و باكردار نيك،گفتار نيك و پندار نيك عمل و رفتار نمايند ،نه تنها به تنهايي به فردوس (بهشت ) راه مييابند بلكه به پيروزي نهايي نيروهاي خير و بنا نهادن بهشت ابديي ياري ميرسانند. در مذهب مزديسنا در عصر هخامنشيان ، آداب و شعاير مذهبي ومفهوم بهشت اهميتي سياسي،خداشناسانه مي يابد. در بسياري از نقش برجستهها،انجام مراسم مذهبي را شاهد هستيم. پادشاه در روبروي آتشداني ايستاده است و بر فراز وي تصوير اهورامزدا را ميبينيم. پادشاه نيز به تنهايي شعاير را انجام نمي داد. چرا كه كاهنان و روحانيان مزديسنا تنها كساني بودند كه از مهارت و توانايي انجام آن برخوردار بودند. در تمامي متون مذهبي مزديسنا، همواره از اهورامزدا و الهههاي وي ( امشه اسپندان)سخن به ميان آمده است. از اين رو، نبود هيچ نشانهاي از آنها دركتيبههاي هخامنشي بسيار تعجب برانگيز است. البته اين احتمال وجود دارد كه انديشههاي زرتشت در مناطق غربي ايران در عهد پادشاهان هخامنشي چندان شناخته شده نبودهاند. در كتيبههاي پارسي كهن، تنها از يك خدا سخن گفته ميشود : اهورامزدا و در برخي ديگر كه تاريخ نگارش آنها بسيار موخر است،به شكلي صوري از ميترا و آناهيتا مطلبي گفته شده است. بنابراين نميتوان چنين نتيجه گرفت كه ايرانيان فقط يك خدا را ميشناختند زيرا در كتيبههاي هخامنشي اين جمله به كرات تكرار شده است: « و ساير خداياني كه وجود دارند» اگر نامي از خدايان ديگر در اين كتيبهها به ميان نيامده است،تنها به اين دليل بوده است كه آنها نقشي در كتيبه ايفا نميكردند . چرا كه بسياري از كتبيههاي هخامنشي را ميتوان به نوعي متون ---------- دانست نه متون مذهبي . در كتيبهها، همواره اهورامزدا به عنوان شارع و نگهبان مشروعيت پادشاهي به تصوير كشيده شده است و پادشاه قدرت خويش را مديون اوست. «به لطف اهورامزدا» كه در غالب كتيبهها با آن رو به رو هستيم، حضور همه مكاني وهمه زماني اهورامزدا در قلمرو سلطنتي جملهاي است پادشاهي و يكي از نوآوريهاي ايرانيان ساكن در مناطق غربي و يا شايد به شكل دقيق براي ايرانيان هخامنشي بوده است . در كتيبههاي هخامنشي نيز همانند اوستا، فلسفه خداشناسي مبتني بر ثنويت است . اهورامزدا، تجسم و نگهبان حقيقت است كه در تضاد با اهريمن يا خداي دروغ است . اما ثنويت هخامنشيان به نوعي رنگ و بوي ---------- دارد. دروغ صرفاً رد حقيقت نيست بلكه سركشي در برابر اقتدار پادشاه منزه به شمار ميرود. ياغي سياسي، دروغگو است و مجازاتي كه در انتظار اوست، ريشه در مقدرات الهي و پادشاهي دارد. هرودت نيز در كتاب خدا ،چيز زيادي به ما نمي آموزد . ليكن توجه وي به فقدان معابد مذهبي در نزد هخامنشيان امري صحيح است . در بسياري از حفاريهاي باستانشناسي، هيچگونه بنايي مختص اجراي مراسم مذهبي، بدان گونه كه نزد بابليان و يونانيان وجود داشتند يافت نشده است.انديشههاي مذهبي ايرانيان، با سقوط هخامنشيان نيز باقي ماند ولي در عصر سلوكيان ،به طور موقت تابع گرايشات يونان پرستي آن دوره گرديد. با ظهور اشكانيان و وارد ساختن اوستا در مناطق غربي ايرانيان بار ديگر مذهب ايرانيان به سر منشا اصلي آن وصل ميشود.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
 

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شد و با آلبوم (به من نگو دست دارم) درقلب مردم جای گرفت 

او برای اولین بار توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید معروف شد..

داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب  دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاین رو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.

 داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.

 داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون لندن نیو یورک واشنگتن لس آنجلس و... به اجرا در آورده است.  

از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
  ایرانیان باستان دو جشن بزرگ را در طول سال برگزار می کردند که یکی از این جشن های بزرگ نوروز بود.

نوروز به معنای نو شدن،تازگی، زیبایی، آمدن بهار و شکوفه زدن درختان و در کل ورود به فصلی دیگر است یعنی تمام شدن زمستان و ورود به بهار است. 

دومین جشن بزرگ ایرانیان باستان جشن مهرگان است که به معنای آمدن پاییز و رفتن تابستان است.  

سال 1390 مصادف است با سال 7033 آریایی- 3749 زرتشتی و 2570 هخامشی ایرانیان باستان است. همه این ها تمدن ایران را از آغاز شکوه آریایی تا آیین زرتشت و مهر و بزرگی کوروش در تاریخ ایرانیان به جا می گذارد.

ما ایرانیان نیز باید همانند اجدادمان این راه را با استفاده از گذشته در تاریخ که تجربه ای برای راه آینده است برای درست زندگی کردن وشاد زیستن ادامه دهیم و همواره از هویت خود دفاع کنیم و فرهنگ ایرانی بودن را با خود داشته باشیم.  

http://samavatsoft.ir/wp-content/uploads/2010/06/8173cb220d035990.jpg-337x450.jpg 

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 
   
 
  عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

 

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب | 
 
 
   
 
 

نماد میهنی :از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان می‌دهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه می‌دانستند و پرچم‌های خود را به نما و سیمای شاهین می‌آراستند.

 

.


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
 
 
 |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب | 
 
 
   
 
  عدد هفت همواره عددی است که نام آن بیشتر از اعداد دیگر مورد توجه بوده و هست. عدد هفت عددی مقدس است و ما ایرانیان نیز به آن اعتقاد داریم برای مثال:هفت روز هفته، سفره هفت سین، هفت خان رستم، هفت پیکر،عجایب هفت گانه و.... و حتی نام این عدد در قرآن نیز آمده. 

 

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
 
 
 |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب | 
 
 
   
 
 

 منشور حقوق بشر اولین منشور برای ملت های تحت حمایت کوروش بزرگ هخامنشی بود که به مردم اجازه داده می شد تا آزادی بیان و آزادی اندیشه داشته باشند و هرگونه و هر طور که می خواهند زندگی کنند و هر عقایدی که می خواهند داشته باشند و به عقاید دیگران توهین نکنند.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
 
 
 |    نوشته شده توسط محمد ادامه مطلب | 
 
 
   
 
   

مجسمه پرسپولیس یکی از آثار دوره هخامنشیان است. در این مجسمه نمادهای گوناگون وجود دارد.

 در زمان هخامنشی دو نوع مجسمه با نمادهای گوناگون ساخته شد که امروزه هر دوی آنها را مجسمه پرسپولیس می نامیم:

۱-مجسمه اول: این مجسمه دارای چهار نماد است که هر نماد مخصوص یک کشور در زمان هخامنشی بوده،کوروش بزرگ هخامنشی پس از فتح ممالک چهار گانه دستور داد تا این مجسمه را بسازند.

۱-سر انسان:نماد ایران به معنی هوش و دانایی

۲-بال عقاب:نماد روم به معنی امپراطوری

۳-تن شیر:نماد آشور به معنی قدرت و توانایی

۴-سم گاو:نماد یونان به معنی مکان(پایتخت) ودارایی

 

۲-مجسمه دومی: که در آن بیشتر نماد صلح وامنیت در کشور است.

در این مجسمه نیز سه نماد وجود دارد:

1-عقاب:نماد  امپراطوری

2- شیر:نماد تابستان 

3- گاو:نماد زمستان

است.

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد
 
 

pctfx3.3

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین